سيد محمد دامادى
483
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
به اندرون خود نبردهيى ، بارى هر چيز كه سبب آزارست از خود بينداز و هر چيز كه سبب راحتست نگاه دار . [ انسان كامل نسفى ص 473 ] « گفتهاند جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع تعطيل ، و جمع با تفرقه توحيد است . » [ جامع الاسرار ص 117 ] « تفرقه عبارتست از احتجاب به خلق از حق و بقاء رسوم خلقيه به حال خود . چه شهود خلق و كثرات حجاب سالك است از حق و او را از حق محجوب دارد . امّا فرق ثانى كه شهود قيام خلق است به حق و رؤيت و وحدت است در كثرت ، و كثرت در وحدت ، و آن را فرق بعد از جمع گويند ، نهايت مراتب توحيد و عرفانست . ازين جهت است كه گفتهاند : « از جمع و تفرقه بپرهيزيد چه اوّلى مورث زندقه و الحاد است و دومى متقاضى تعطيل فاعل مطلق . امّا جامع اين دو ، موحّد حقيقى است ، و آن مقام را جمع الجمع گويند » [ ص 218 و 663 ] أقوال مشايخ ؛ جنيد گفت : « غيبت در بشريّت تفرقه است » [ طبقات الصوفية سلمى ص 157 و مصباح الهدايه ص 128 ] ابو الحسين نورى گفت : « جمع با حق تفرقه از غير است ، و تفرّق از غير جمع با حق است . » [ سلمى ص 468 ] بندار گفت : « الجمع ما كان بالحقّ ، و التفرقة ما كان للحقّ . » [ سلمى ص 468 ] شيخ الإسلام گفت : « چنان كن كه تفرقهء تو در خدمت تو بود تا إنفراد تو در صحبت تو بود . » [ امالى پير هرات ص 158 ] أبو بكر أبهرى گفت : « الجمع جمع المتفرقّات و التفرقة تفرقة المحجوبات . فاذا جمعت قلت الله و لا سواه ، و اذا فرّقت نظرت الى الكون . » [ امالى پير هرات ص 393 ] - گفتهاند : « تفرقه اكتسابست ، و چون بنده به چيزى از أعمال خود برگردد ، به تفرقه برگشته است . » [ عوارف المعارف ص 524 ] - واسطى گفت : « چون نظر به خوددارى در تفرقهيى و چون نظر